مُهرستان » دوم تیرماه، یادآور یکی از خاطرات تلخ در تاریخ معاصر ایران زمین است که با به توپ بستن مجلسع، مانع از تحقق و ادامه دار شدن یکی از آرزوهای دیرین مردم شد. به همین مناسبت آقای دکتر عباس رضائی؛ دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه شهید بهشتی با تحریر مقاله ای با عنوان «دوم تیرماه و مجلسی که جوانمرگ شد» به بررسی ابعاد این موضوع پرداخته است. متن کامل آن را که بر گرفته از وبلاگ نویسنده می باشد در ذیل آمده است:

»»» اندیشه مشروطه، مدرن بود و جامعه ایرانی سنتی، آمیزش و تقابل سنت با مدرنیته، تعارضاتی را پدیدار ساخت که تاریخ یکصد و اندی ساله ایران را صحنهxad گردانی کرده است. بدون تردید مشروطه بزرگترین تحول تاریخی ایران معاصر میxadباشد که حاکمیت بخش پارادایم فکری و سیاسی مدرنی در تاریخ معاصر ایران بوده است، چنانکه میxad توان تاریخ ایران را در همه ابعادش به قبل و بعد از مشروطه تقسیم نمود. تاکنون پیرامون نهضت مشروطه فراوان قلم فرسایی و بیxadشمار تفسیر شده است. به زعم برخی آرمانهای مشروطه محقق شد و اما از نگاه برخی دیگر، مشروطه نتوانست به اهدافش جامه عمل بپوشاند. تذکار یک نکته ضروری است که نظام مشروطه، نظامی غربی بر پایه مدرنیته بود. این اندیشه پیش نیاز ویژه خود را میxadطلبید که در غرب نهادینه و در پرتو سکولاریسم کارآمد شده بود.
پیروزی مدرنیته در ایران نیازمند اصولی بود که بیxad آنها، همه تلاش ها بیهوده میxad ماند. مسأله هxadایی که به عنوان مشکلی تاریخی تاکنون گریبانگیر ترقی و توسعه ما بوده و خواهد بود. به هر حال علی رغم همه تفاسیر صورت گرفته، مشروطه انبوهی از مفاهیم و ارزش های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به جامعه ایرانی تزریق کرده و پیشاهنگی برای ورود ایران به جامعهxad ای مدرن شد. این مقال، خیال پرداخت مبانی نظری مشروطه و تحلیل چگونگی مواجهه ایرانیان با تجدد را در سر ندارد و خوانندگان را حوالت به انبوه کتب و مقالاتی میxad دهد که این موضوعات را به تفصیل بررسی نموده اند. در این نوشتار کوتاه، و به پاس آزادی خواهان سترگی که در راه استقرار پارلمان و تحقق اراده ملت ایران در برابر استبداد ایستادگی کرده و جان بر سر راه عقاید خود نهادند، به اختصار یادی از دوم تیرماه و به توپ بستن اولین مجلس ایران خواهد کرد که علیxadرغم همه موفقیتش، جوانمرگ شد.
سحرگاه آغازین روزهای تابستان ۱۲۸۷ خورشیدی، محمدعلی شاه قاجار پس از مشورت با مشاورین روس خود یعنی لیاخوف و شاپشال به همراهی آنان و گارد سلطنتی از کاخ شهری خارج و عزم باغشاه نمود. شاه از جهت فریب عموم و انحراف اذهان نسبت به این تحرک مشکوک دستور داد تا واحدهای قزاق و دستهxad های توپچی جلوی عمارت بهارستان شروع به مانور کردند. لیکن این جابجایی، آرامش قبل از طوفانی بود که همگان در انتظارش بودند و لیکن وقت وقوعش را نمیxadدانستند. چشمان نگران میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل و ملکxadالمتکلمین و سیدین مشروطهxad خواه در پشت بام مدرسه سپهسالار و اطراف مجلس شورای ملی روزهای دشوار پیشxadرو را نظارهxadگر بودند و به خوبی میxadدانستند که حضور شاه در باغی که مسمی به نامش است چه پیامی دارد. گویی مقدر این بود که باغشاه همانطور که از اسمش برمیxadآید ستاد نیروهای استبداد باشد و بهارستان، که ثمره آزادگی و آزادی ملت ایران بود پایگاه مجاهدین و مبارزین مشروطه خواه بماند. دو سال بود که طرفین ( مشروطه خواه و ضدمشروطه) در تقابل با هم مبارزهxadای تمام عیار داشتند و هیچکدام بجز محو دیگر راضی نبود.
وقتی در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی شاه علیل قاجاری فرمان مجلس را به خط احمد قوام ( قوام السلطنه بعدی ) مرقوم فرمود در مخیله احدی نبود که ده روز بعد او از دنیا خواهد رفت و ولیعهدش، محمد علیشاه ( که در مخالفت با مشروطه شهره بود ) جانشین او خواهد شد. او که مورد حمایت روس و مخالف مشروطهxad خواهان بود در اولین اقدامش هنگام تاجگذاری از نمایندگان مجلس دعوتی نکرد و چند نمایندهxad هم مثل صنیع الدوله و سعدالدوله که حاضر بودند به عنوان نمایندگان طبقه اشراف حضور داشتند. محمدعلیشاه در اولین مواجهه ضرب شستی به مجلس نشان داد تا نشان دهد که اگر پدرش مردی سازشکار بود اما او هرگز قصد مماشات با مشروطه چیان را در سر ندارد. و اندکی بعد نیز در ماجرای متمم قانون اساسی مشروطه از امضای آن سر باز زد تا بار دیگر دهن کجی خود را به مشروطهxad خواهان نشان دهد و سرانجام در پی اعتراضات مردمی و تلگرام علمایی همچون مرحوم آخوند خراسانی تسلیم فرمان مجلس شد. و اما مجلس چه کرد که اینچنین سرانجامش شد؟
مجلس از برجستهxad ترین دستاوردهای مشروطیت بود که در سیر تحولات تاریخی این سرزمین کهن نقطه عطفی است و پدیدهxadای همسطح با آن شاید به ندرت بتوان یافت. بخصوص در روزگار استبداد و خودکامگی که شاه خود را « ظلxad الله» و هر امیر، خان و والی و هر شاهزادهxadایی خود را « ظل السلطان » میxad نامید و مردم بیچاره نیز اگر روزی به حساب میxad آمدند حداکثر سهم و شأنشان، « رعیتی » بود. مجلس ملی اول که مهمترین ثمره و اساس رژیم مشروطیت بود، مهمترین و ملیxadترین مجالس ادوار تاریخ پارلمان در ایران میxadتوان دانست. مجلسی که علاوه بر قانونگذاری وظایف خطیر و تکالیف عظیمی را باید به دوش میxadکشید. مملکت را باید از شر استبداد میxadرهانید، قانون را حکمفرما میxadساخت، اصول سیاسی و اداری جدید در ایران جاری ساری و جاری میxadکرد و بساط کهنگی و رسم چندین هزار ساله را بر هم میxadزد. مجلس اول علی رغم عمر کوتاه خود علاوه بر مشروعیت بخشیدن به نظام مردمسالار و تلاش برای قانونگذاری کارهای بزرگی را آغاز نمود از جمله : تدوین قانون انتخابات برای مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود، تنظیم قانون اساسی، تعیین مولفهxad های حکومت مشروطه، قانونی کردن اجتماعات، تفکیک قوا، تصویب قانون مطبوعات، لزوم پاسخگویی دولت به مجلس و اقتدار مجلس در عزل وزرا و تصویب کابینهxad ها، تعیین حدود مالی و حقوق درباریان و در رأس آنها شاه و اعضای کابینه، تأسیس بانک ملی و تثبیت استقلال مالی کشور و دهها مصوبه دیگر که توانست تغییراتی بزرگ در حوزه سیاست داخلی ایجاد نماید و از سوی دیگر در حوزه مسائل فرامرزی ایران برای اولین بار قانون منع واگذاری امتیازات به بیگانگان از جمله روس و انگلیس و همچنین عدم دریافت وام از روس و انگلیس به تصویب گذراند. کار بزرگ مجلس کوتاه کردن دست خارجیان از گمرکات ایران بود. اهم اقدامات مجلس همینها بود و برای چنین سازمانی نورس در ایران کاری بس عظیم بود.
اما علی رغم همه اینها، پایهxad های این عمارت نوبنیاد، سخت لرزان بود، دشمن قوی پنجهxad ای چون محمدعلیشاه و حمایت قدرتمندی چون روس که از همان آغاز بنای مخالفت با مشروطه و مشروطه xadطلبان داشت همچون سایهxadای بر سر مجلسیان در این دو سال سنگینی میxadکرد. عدم خشنودی شاه از شیوه حکومت جدید و ناسازگاری با مجلس، حمله متقابل رقیب را به دنبال داشت. از سویی دگر ترکیب نمایندگان مجلس و تلاش برای تصویب قوانینی بر اساس موازین غرب ، ضلع سومی به مخالفان پارلمان افزود که دل در گروه مشروعه و بازگرداندن مشروطه از دامان غرب را داشت. جبهه گیری مخالف و موافق حکومت مشروط روز بروز شعلهxad ورتر گشت و کینه xadها سخت تر. روزی نبود که روزنامهxad های دموکرات و آزادیخواه در مذمت استبداد و حامیانش ننویسند و شاه و ایادش را به باد شدیدترین انتقادات نگیرند و از آنسوی جبهه استبداد و همقطارانش که روز به روز قویxadتر میxadشدند حلقه محاصره و تهمت به مشروطهxad خواهان را تگxadتر کرده و در اندیشه محو مجلس بودند. در ۲۱ خرداد شاه از مجلس خواست ۱۱ نفر را تبعید کند، قانون مطبوعات را جاری سازد، نظامنامهای برای انجمنها تدوین شود که آنها را از مداخله در امور اجرایی منع کند و حمل اسلحه ممنوع شود. مجلس به شاه پاسخ داد که تبعید اشخاص قبل از محاکمه و ثبوت جرم خلاف قانون اساسی است.
منع حمل اسلحه هم بعد از برقراری امنیت اشکالی ندارد و با سایر مطالبات شاه موافقت کرد. مجلس تبعید اشخاص را بدون محاکمه، خلاف قانون اساسی اعلام میکند، در حالی که چند روز قبل از آن شاه را برای تبعید اطرافیانش بدون محاکمه تحت فشار گذاشته بود. راههای توافق هر چه بیشتر مسدود میشد. انجمنهای مسلح اطراف مجلس را گرفته و شاه را به خلع از سلطنت تهدید میکردند. تبریز و شیراز مدعی شدند که اردویی نظامی را عازم تهران خواهند کرد تا شاه را معزول کنند. محمدعلی شاه در تهران حکومت نظامی اعلام کرد و قزاقها مردم مسلح را خلع سلاح کردند. شاه تهدید کرد که اگر انجمنها اطراف مجلس را تخلیه نکنند، مجلس را به توپ خواهد بست. نمایندگان مجلس از انجمنها خواستند از اطراف مجلس پراکنده شوند. حدود ۱۸۰ انجمن به طور ناگهانی به تحصن خود در مدرسه سپهسالار خاتمه داده و متفرق شدند. ۲۵ خرداد چهار عراده توپ از میدان توپخانه به باغشاه منتقل شد. در همین روز میرزا سلیمانخان، مدیر انجمن برادران قزوین را به جرم دادن تفنگ به مجلس شورا دستگیر و به باغشاه بردند. در شهر شایع شد مجاهدین قزوین و رشت عازم تهران هستند. مجلس در ۲۹ خرداد از اعضاء انجمنها خواست بدون سلاح در مدرسه سپهسالار جمع شوند. خبرنگار تایمز همان روز گزارش داد که هزار نفر نیروی مسلح ملی اطراف مجلس جمع شدهاند و اعلانات هیجانآمیز منتشر ساخته و رفتار شاه را تقبیح و تکذیب کردهاند.
روز ۳۱ خرداد قزاقها در گرفتن اسلحه از مردم جدیت بیشتری به خرج دادند. مجلس تهدید کرد که اگر تا فردا اوضاع اصلاح نشود مجلس عالی تشکیل خواهیم داد و تکلیف مردم را روشن میکنیم. مجلس همچنین در تلگرافی به انجمنهای ولایات خواست که اگر قشون دولتی بخواهد به هر جا حرکت کند، ممانعت کنند و مالیات نپردازند. اول تیر شاه وزراء را به مجلس فرستاد و خواهان تسلیم اشخاصی شد که متهم به ایجاد هرج و مرج بودند، اما مجلس وزراء را به باد حمله گرفت و خواهان استعفای آنها شد. روز دوم تیر قزاقها به فرماندهی کلنل لیاخوف، مجلس و مدرسه سپهسالار را محاصره کردند. در این روز اعضای انجمنها که در مسجد سپهسالار و خانه ظلالسلطان سنگر گرفته بودند، به دستور آیتالله سیدعبدالله بهبهانی به سوی نیروی قزاق تیراندازی کردند و تعدادی از آنها را به قتل رساندند. در مراحل اول قزاقها تیر هوایی یا مشقی شلیک کردند، آنها اجازه تیراندازی نداشتند. قزاقها چند توپ باروتی بدون گلوله شلیک میکنند. انجمنها تیراندازی را شدت میدهند و به سمت قزاقها بمب هم پرتاب میکنند و باز هم عدهای دیگر از آنها را میکشند. سرانجام به قزاقها دستور شلیک داده میشود. آنها با توپ به خانه ظلالسلطان که مقر اصلی انجمن آذربایجان است حمله میکنند و مجاهدین را فراری میدهند. به سرعت اوضاع به نفع اردوی محمدعلی شاه تغییر میکند. اعضای انجمنها و نمایندگان مجلس میگریزند و قزاقها مجلس و مسجد سپهسالار را تصرف میکنند. این درگیری که در ساعات ظهر فروکش کرد، ۳۰۰ کشته و ۵۰۰ زخمی به جای گذاشت. عده زیادی دستگیر و به باغشاه اعزام میشوند از جمله آیتالله طباطبایی و آیتالله بهبهانی که به شکلی موهن دستگیر میشوند، اما پس از رسیدن به باغشاه، محمدعلی شاه موقعیت مناسبی برای آنها فراهم میکند. عدهای دیگر از وکلای مجلس منجمله تقیزاده به سفارت انگلستان پناهنده میشوند. عدهای مثل میرزا ابراهیم آقا وکیل تبریزی مقتول شدند و بعضی مثل میرزا جهانگیرخان شیرازی مدیر جریده معروف صور اسرافیل و ملکالمتکلمین واعظ معروف مشروطهخواه گرفتار شدند و به امر شاه در باغ شاه به قتل رسیدند.
بدین ترتیب مجلسی که با تلاش چندین ده ساله آزادیخواهان وطن به ثمر نشسته بود و خانه ملت لقب گرفته بود، در اولین ایستگاهش به ضرب گلوله توپ های استبداد از پای درآمد و خاطرهxadای تلخ در اذهان ایرانیان باقی گذاشت. در آسیبxad شناسی این رویداد بزرگ، حرفxadهای بسیار گفته شده از آنجمله کسروی که در تاریخ مشروطهxadاش، تندروی مشروطهxadطلبان را عامل عصبانیت محمدعلیشاه و واکنش شدید او علیه مجلس میxadداند. برخی دیگر معتقدند یکی از مهمترین عوامل را باید در عدم شناخت کامل و اصولی نظام مشروطه از سوی مشروطهxad خواهان دانست که منجر به برداشتی خام و سطحی از مشروطیت و ضعف مشروطهطلبان گردید. و دلایلی دیگر نیز قابل ذکر است از جمله فشار و تندروی نیروهای سیاسی خارجxadاز مجلس که عرصه را بر نیروهای معتدل در مجلس تنگ کرده و مانع از تصمیمات عقلانی از سوی آنان در برابر حاکمیت میxad شد. مجموعه این عوامل از درون مجلس و نهایتا خوی استبدادی محمدعلیشاه و زاویه داشتن تصمیمات مجلس با خواستهxad های استعماری روس به عنوان مهمترین حامی شاه و همراهی مشروعه خواهان در تهاجم علیه مجلس، از دلایل اصلی جوانمرگی مجلسی شد که قرار بود قانون را در این کشور مستقر گرداند.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان