
مُهرستان / محمد حامد سلیمان زاده؛ دبیر انجمن وفاق و توسعه دانشگاه شیراز » فارغ از اینکه قصد ارزیابی همه جانبه و نگاهی جزیی به ابعاد کارنامه کاری این دولت داشته باشیم، دست کم می توان گفت که تیم رسانه ای دولت در ضعیف ترین وضعیت کارآمدی، زمین بازی را به جریانات رقیب واگذار کرده است.
متن کامل یادداشت بدین شرح است:
با سپری شدن ۲۴خرداد – سالروز پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲- ، دولت یازدهم و کابینه اعتدالگرایان، در آستانه شروع سال چهارم از عملکرد خود قرار گرفت. دولتی که تا به امروز، علی رغم تمامی فشارها و موانع متعددی که در عرصه داخلی در راهش ایجاد کرده اند،
موفقیت های متعدد داشته اما در یک شرایط رسانه ای بی رحم و نابرابر، بدون آنکه دستاوردهای سه ساله اش آنطور که باید به اطلاع بدنه اجتماعی برسد، خبرهایی از تشکیل اتاق فکرهای تخریب او نیز به عنوان یک پروژه تعریف شده از سوی رقیبان، به گوش می رسد.
فارغ از اینکه قصد ارزیابی همه جانبه و نگاهی جزیی به ابعاد کارنامه کاری این دولت داشته باشیم، دست کم می توان گفت که تیم رسانه ای دولت در ضعیف ترین وضعیت کارآمدی، زمین بازی را به جریانات رقیب واگذار کرده است؛ به نحوی که بسیاری از رسانه های کم مخاطب و حتی بی مخاطب هم در این مدت، دست به کار شده اند و در یک سمفونی هماهنگ، کابینه یازدهم و شخص رئیس جمهور را آماج حملات خود قرار می دهند.
در این میان، مسلما از صدا و سیما انتظاری نمی رود که با برخورد ملی، منتخب ملت را در برابر این تخریبها تنها نگذارد و این بر عهده خود دولت و حتی اصلاح طلبان حامی اوست که این شکاف در ارتباط موثر با بدنه حامی را ترمیم کرده که اگر توجهی به آن نکنند، در کاهش نیروهای حامی دولت در انتخابات آتی، تاثیر حداکثری خواهد داشت و این درست همان چالشی است که اصلاح طلبان را هم تحت الشعاع خود قرار خواهد داد.
وقتی دولتی در عصر تاثیر حداکثری رسانه ها و فضای مجازی بر افکار عمومی، نتواند آنطور که باید ایفای نقش کند و از این فرصت مطلوب، بهره برداری مناسب خود را ببرد، هرچقدر هم توانمند باشد و عملکرد خود را مثبت قلمداد کند اما در نهایت، این قضاوت افکار عمومی خواهد بود که در سقوط یا ادامه حیات او، تعیین کننده خواهد بود. وضعیت رسانه ای و ارتباط عمومی دولت امروزه به حدی دچار ضعف است که اندک حرکتی از سوی جراید و سایتهای مخالف، کل شاکله دولت را به خود مشغول داشته و ضمن وادار کردن آنها به واکنش، فکر آنها را بازی می دهد و نتایج سوئی بر نیروهای حامی دولت، برجای می گذارد. اینها تماما نشانه تاثیرگذاری موج رسانه ای رقیب، در شرایط ناکارآمدی دولت در این زمینه است که او را اینچنین تکان می دهد. به جرات می توان گفت که اگر پای همین چند سایت و روزنامه وابسته به جریان اصلاح طلب هم در کار نبود،
دولت روحانی در بایکوت خبری تمام، کوچکترین کنش یا دستاوردش نیز به اطلاع رسانی نمی رسید و معلوم نبود که امروز به لحاظ نگرش افکار عمومی به خود، در چه جایگاهی قرار گرفته بود. آنچه که مهم است، ضرورت اصلاح این چالش اساسی در کوتاه ترین زمان ممکن و برطرف کردن این معضل، از طریق به کارگیری افراد موثر در حیطه رسانه است. بدنه دولت باید در فرصت باقیمانده تا انتخابات آتی، علاوه بر کوشش در مسیر ارتباط بیشتر با بدنه اجتماعی از طرق مختلف، از روزنامه نگاران برجسته، فعالان حوزه رسانه و روابط عمومی و هم چنین، کسانی که در این حوزه کارآمدی بیشتر دارند، بهره جسته و بیش از این، به این شکاف مخرب دامن نزند.
امروز، بسیاری هستند که تحت تاثیر القائات نادرست و ناجوانمردانه رسانه های رقیب که می توان گفت صدا و سیما نیز در آن بی تقصیر نیست، نه تنها محصولات برجام و گشایش های حاصل از آن نظیر افزایش میزان تولید و صادرات نفت و به دنبال آن، بهبود وجهه ایران در عرصه بین المللی و بسی دیگر دستاوردها را در نمی یابند که از قضا، به دلیل عدم ارتباط مطلوب دولت با آنها، با بی اعتمادی تمام به مساله برجام و متفرعات آن می نگرند و بر این باورند که فضا، همان فضای پیشین و دولت، همان دولت شعارمحوریست که تا پیش از این، بر امور مردم سایه افکنده بود.
ناگفته نماند که انفعال تیم روحانی در این خصوص، نه تنها در ماجرای برجام، که در جمیع حوزه های راهبردی که تاکنون فعالیت های بزرگی انجام شده است نیز جاری و ساری است. این مسیر رسانه ای یاس آلود که بی اعتمادی بدنه اجتماعی را نسبت به دولت در دستور کار خود قرار دارد، اصلی ترین پروژه برنامه ریزی شده ایست که از سوی جرایدی نظیر کیهان و هم مشربان فکری آنها در سایتهای مختلف، دنبال می شود و مسیری است که با توجه به از دست دادن تریبونهای مجلس برای آنان، به عنوان اصلی ترین پروژه سیاسی دلواپسان تا زمان انتخابات، ادامه خواهد داشت.
اینان که در این راه، با برخورداری از امکانات فراوان و اتکایی مثال زدنی در عدم پاسخگویی به قانون و اخلاق، به ادامه روحیه نفرت پراکنی با ابزار رسانه و قلم می پردازند، بی اعتمادی ملت به دولت را نشانه رفته و هدفی جز بی اعتبار نشان دادن تیم روحانی در نزد افکار عمومی نخواهند داشت. دولت باید بداند که در یک وضعیت ناکارآمد و بی برنامه در قبال مساله رسانه و ارتباط با بدنه اجتماعی قرار دارد و این خلل، ادامه کار او را هرچند موفقیت آمیز باشد، با مشکل مواجه خواهد ساخت.
دلیل این شکاف در ارتباط با بدنه اجتماعی و ناکامی در آن از سوی دولت هرچه که باشد، نیاز جدی به چاره اندیشی در خصوص آن از سوی دولتمردان احساس می شود. درکنار اینها، نباید فراموش کرد که نحوه کنش اصلاح طلبان و همچنین، فعالیت بیشتر آنان در مواجهه با این مساله نیز با توجه به در اختیار داشتن ابزاری چون تریبونهای مجلس، در شفاف سازی بیشتر پشت پرده این اقدامات ناجوانمردانه، نقش زیادی خواهد داشت و انتظار می رود آنان نیز در این فرصت باقیمانده، اقدامات موثرتری در راستای پیوند بیشتر دستاوردهای دولت با بدنه اجتماعی به کار بندند. مساله ای که تا به حال، از جانب آنها دنبال نشده است.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان