صاحب نظرا به خاک تن جـــان آمـــد
جان همه عالـم به فـدای قدمش
از مهر رخش جهان همه روشن شد
گــل بوســه زند رخ مهش را هر دم
بلبل به طــرب ترانه هــا می خوانـد
زهــرا ز فروغ زهـره اش شادان شـد
در بیت علــی ستــاره تابیدن کـــرد
از عـرش برین تحفه ی دردانه رسیــد
(جویا)
از کــوه عـرب موسـی عمـران آمـد
گــل جامـــه درد بهــر تن بی کفنش
از یاس رخش جهـان همـه گلخن شـد
سـرو از غم شش ماهه او گردد خـم
قمری ز شعف چه عشوه ها می راند
عالم ز نسیم کویش عطرافشان شـد
باران صـفا ز دیـــده باریــدن کــــرد
شاهنشه دل به قلب این خانه رسید
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان